ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
44
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
خلافت عبد الملك مروان در ماه رمضان سال 65 ، مروان بن حكم بمرد . او براى دو فرزند خود عبد الملك و عبد العزيز بيعت گرفته بود . مروان در دمشق مرد در سن شصت و سه سالگى يا شصت و يك سالگى . قيام مختار در كوفه [ در چهاردهم ماه ربيع الاول سال 66 ، مختار در كوفه خروج كرد و عبد اللّه بن مطيع ، عامل عبد اللّه بن الزبير را از كوفه براند . سبب آن بود كه چون توابين به كوفه بازگشتند و چنان كه گفتيم مختار از زندان به آنان نامه نوشت و همدردى نمود ، سران توابين پيام فرستادند كه اگر خواهى تو را از زندان مىرهانيم . مختار شادمان شد و گفت خود در همين روزها از زندان آزاد خواهد شد . مختار براى عبد اللّه بن عمر ، نامهاى شكايتآميز نوشته بود و از او خواسته بود تا شفاعت كند . او نيز شفاعت كرد و عبد اللّه بن يزيد و ابراهيم بن محمد بن طلحه او را از زندان آزاد نمودند . چون مختار از زندان آزاد گرديد ، شيعيان در نزد او به آمد و شد پرداختند و پيوسته شمار ياران او افزون مىشد و كارش رنگ و رونق مىيافت . تا آنگاه كه عبد اللّه بن الزبير ، عبد اللّه بن يزيد و ابراهيم بن محمد بن طلحه را عزل كرد و عبد اللّه بن مطيع را به كوفه فرستاد . عبد اللّه بن مطيع ، در اواخر ماه رمضان به كوفه آمد و اياس بن مضارب العجلى را مقام شرطگى داد . ابن مطيع ، از پى مختار كس فرستاد ولى مختار خود را به بيمارى زد و از رفتن سر باز زد . پس ، ياران خود را فرا خواند و آنان را در خانههاى اطراف خود جاى داد . قصدش آن بود كه در ماه محرم قيام كند ولى برخى در اين كه او از سوى محمد بن الحنفيه آمده باشد ، ترديد داشتند اين بود كه نزد محمد بن الحنفيه كس فرستادند و در باب مختار از او پرسش كردند . محمد گفت : كسى به خونخواهى شهيدان ما برخاسته . ما دوست داريم كه خداوند به هر كس از بندگان خود